نوشته‌های مشابه

  • کافر عشق

    شعری از امیرخسرو دهلوی – شاعر پارسی‌گوی هند کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش ما خدا داریم ما را ناخدا در کار…

  • انگلیس

    حضور انگلستان در بلوچستان چندین دوره تاریخی دارد و هر کدام عبرتهایی.  از سال ۱۸۰۹ تا تقریبا ۱۸۴۸ سفرا، سیاحان برای جمع آوری اطلاعات به منطقه گسیل شدند. گفته شده آنها اطلاعات دقیق مناطق از لحاظ جغرافیایی مردمی و حتی به نقلی درباره تعداد مرغ و خروس دهات قصبات جمع می کردند. برخی تحقیقات آنها…

  • داستان آندروید من

    تب لینوکس در من شدت یافته است. الان بعد سیستم های خانه و سرور وب سایت گوشی موبایل من نیز لینوسی شد. چند روز است که شدیدا به آن مشغول هستم. کارهای زیادی انجام دادم تا مطابق میل و خواسته من کار کند. به خاطر آن که در لینوکس آزادی وجود دارد و هر کس…

  • کهن دیارا

    شعری از نادر نادرپورکهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانمکه گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانمکهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانمکه گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکمعـجـب نـباشـد اگر تبرزن طـمـع بـبـندد در اسـتـخـوانمدر…

  • نامه ای به ابوعمار

    نامه ای به ابوعمار با سلام مدتی قبل وقتی در میان وبلاگ ها به گشت وگذار مشغول بودم در یکی از وبلاگ های مربوط به مسایل بلوچستان به آدرس وبلاگتان برخورد کرد. در همین جا اجازه بدهید به شما به خاطر نگارش روزمره یادداشت هایتان در وبلاگتان تبریک بگویم. وقعا جای بسی مسرت است که…

  • مکران و بلوچ

    حال بیایید ریشه بلوچ را از اسطوره‌های ایران و شاهنامه زیر رو کنیم و ببینیم چطور بلوچ در بلوچستان فعلی یکجا نشین شد. در شاهنامه تقریباً همین ولایت ساحلی مکران خوانده شده است. مکران چند شهر داشته که تیز بندر آن و در کنار دریا بوده و پنچپور هم مرکز آن محسوب میشده است که…

پاسخ دادن به محمد جعفری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۴ دیدگاه

  1. سلام آقای دانشور.
    « اگر سیستان دور است میدان نزدیک است. »
    می خواهم از این ضرب المثل استفادۀ دیگری بکنم.کتاب های تحقیقی و پژوهشی همیشه در می آید. و بعضی ممکن است دربارۀ بلوچستان باشند. وبعضی از این محققان، ممکن است مسن باشند. یا در دورجایی ساکن باشند. و امکان سفر و تحقیق میدانی را نداشته باشند و تنها به درآوردن مطلب از نسخه های پیشین بسنده کنند. اما مابلوچ ها، ( مایی که خود در میدانیم) نباید چشم بر میدان ببندیم و سر به کتاب فلان فرنگی فرو ببریم تا سردر بیاوریم که مثلا هنوک بنتی کیست؛ یا ، هانی و شیمرید چه نسبتی باهم داشته اند. ما در تخت میدان، مقصریم اگر پیرزنی را به خاک بسپاریم؛ پیش از آنکه تمامی دانش اش را ثبت کرده باشیم.
    می خواهم بگویم تمام حیثیت آقای جهاندیده، و تمام اعتبار نحقیق های ارجمندش، در گرو اهمیتی است که به این میدان، به این تودۀ دانایان بی نام و نشان داده بوده است. برای ایشان و محققان جوان تر، سلامت و توفیق در میدان آرزو می کنم.