نوشته‌های مشابه

  • زبان بلوچی نویسگ

    یکی چه مشکلات زبان بلوچی ایشنت که نویسگی بهر زبان نوک اینت. بلوچی زبان باز دیریگین زبان اینت بله هنچشو که مں پیش تر ته وتی نویسگان آرتگت بلوچی زبان هبر بوتت نه و نویسگ نوکین چیزیت. ته هر زبانی که اگر کسی بلوٹیت بنویسیت دو چیز ضرورینت. اول ایشنت که آن زبانآ یک لبز…

  • اشعاری از خیام

    امروز روز خیام آن دانشمند رند است. این کهنه رباط را که عالم نام است         و آرامگه ابلق صبح و شام است بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است         قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است □ این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت         چون آب بجویبار و چون باد…

  • وطن

    شعر وطن از سیاوش کسرایی وطن، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب‌وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می‌شناسی ام من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم: حکایت هزار شاه با گدا حدیث…

  • بهارم دخترم

    شعر از مرحوم فریدون مشیری به مناسبت فصل بهار بهارم دخترم از خواب برخیز    شکر خندی بزن و شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ی ناز     بهار آمد تو هم با او بیامیز بهارم دخترم آغوش واکن     که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد زمستان ملال انگیز بگذشت     بهاران خنده بر لب آشنا…

  • حافظ :‌ یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

    شعر :‌ حافظ – آواز همایون شجریان – بزرگداشت استاد مشکاتیان یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد   به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد آن جوان‌بخت که می‌زد رقم خیر و قبول   بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذین جامه به خونآب بشویم که فلک   رهنمونیم به…

  • جی مَی وتی ملک کهن

    *بهری چه مکران شعر جی مَی وتی ملک کهن میـرین بلوچانی وطن رشکِ یـمن داغِ ختـن دوستَی بسی نزّیکِ من هنچو که ساه اندر بدن پر مَی دلا مثل چمن تَی ڈوک و ڈَل دُرّ عدن گزّ و کُنر، سرو و سمن زیرُک چو شاخ نسترن بیا تو بکن گو ما سخن آ گوستگین گپان…

پاسخ دادن به مسعودسلاحی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۴ دیدگاه