نوشته‌های مشابه

  • گوگل +

    مدت تقریبا زیادی است که دست و دل برای نوشتن کند شده است. امروز تصمیم گرفتم با نوشتن مطلبی درباره گوگل پلاس اینجا را به روز کنم. مدت زیادی از شروع سرویس اجتماعی گوگل پلاس نمی گذرد. بارها درباره آن در ایران و سایت های خارجی مطالبی نگاشته شده است. من نیز سعی دارم در…

  • تولدم مبارک!

    سال ها پیش در چنین روزی در یکی از روستاهای لاشار یکی از افرادی که به جمعیت زمین اضافه شدند من بودم. نگاهی به تقویم روی دسکتاپ می اندازم نشان می دهد که آن روز تولد من یک روز دوشنبه ای بوده است. روزها از پی هم می گذرند. ساعات و دقایق را هیچ توقفی…

  • جای خالی اندیشه

    در میان انبوهی از اطلاعاتی که روزانه میان ما رد و بدل می شود خیلی را باید به دور انداخت. چون ما نه نیازی به آنها داریم و نه ظرفیت نگهداریشان. از میان این همه اطلاعات فقط کمی به درد می خورند. روزنامه، اینترنت، تلویزیون و رادیو همیشه ما را با خیل زیادی از اطلاعات…

  • غلامحسین شوهاز

    غلامحسین شوهاز شاعر و نویسندهٔ بلوچ در سال ۱۹۵۷ در قریه مچات به دنیا آمد. او دوره آموزش ابتدایی را در همان روستا گذراند. سپس به مدرسه‌ راهنمایی در نزدیکی  شهر تمپ رفت. او دوره دبیرستان را در همان شهر،تمپ، به پایان رساند. او بعد‌ها  برای ادامه تحصیل به شهر کراچی رفت. او در رشته…

  • فی لتر یا فیل تر

    درباره مسایل فنی فی لتر کردن سایت های نوشته های را قبلا از طریق این وبلاگ منتشر کرده ام. امروز درباره مسایل جامعه شناسی این پدیده کمی می خواهم بنویسیم.همه ما کمابیش با مسئله ی فی لتر کردن سایت ها و وبلاگ ها برخورد کرده ایم. این پدیده در همه کشورهای شاید کلمه همه درست…

  • پاسخی برای شستونی بلوچ

    در یکی از سایت های خبری بلوچستان مطلبی از شما را خواندم که درباره اسامی بلوچستان مطلبی را نوشته بودید. در قسمت آخر مقاله جناب عالی از بنده نام برده بودید، می خواستم در این باره مختصر توضیح دهم. زبان از لحاظ علمی به عنوان یک نهاد اجتماعی تعریف می شود. زبان ویژگی های زیادی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۴ دیدگاه

  1. این حرف شما و بعضی افراد دیگه می‌گید، مبنی بر اینکه ملت نباید از مشکلات آه و ناله کنند در حالی که هیچ راه‌حلی برای ارائه ندارند، حرف درستی نیست.
    من نمی‌دونم کدوم دانشمندی برای اولین بار این تز نابخردانه رو داده. مگه میشه همه مجبور باشن برای نقد کردن، راه‌حل هم ارائه بدن؟ اصلا غیر ممکن است در یک جامعه‌ای، همه افراد جامعه اون قدر به روند و جزئیات خدمات‌دهی واقف باشن که بتونن برای مشکلاتی که می‌بینن راه‌کار پیشنهاد بدن. شاید در بین مصرف‌کنندگان هر محصول و یا خدمتی ۱ درصد هم دانش لازم برای اینکار رو نداشته باشن. اونوقت شما می‌گید ۹۹ درصد بقیه نق نزنن چون نمی‌تونن بگن مشکل رو چطور باید حل کرد؟ من مطئن نیستم کسایی که طرفدار این طرز فکر هستند به خوبی در مورد حرفی که می‌زنند فکر کرده باشند.
    فرض کنید مصرف‌کننده برای صبحانه میره خامه خریداری می‌کنه و موقع خوردن می‌بینید این خامه مزه ماست می‌ده، بنا به تزی که شما هم به جمع طرفداراش پیوستید، نباید اعتراض کنه! چرا؟ چون بلد نیست چطوری میشه خامه ای درست کرد که مزه ماست نده!
    یا من موقع رانندگی هر یک دقیقه یه بار باید برم رو ویبره و دم هم نزنم، چرا؟ چون نمی‌دونم چطور میشه خیابون‌ها رو درست آسفالت کرد!
    یا من نمی‌تونم به مهندس بی‌سوادی که خونمون رو ساخته اعتراض کنم چون هیچ راه حلی برای نم ندادن سقف آشپزخونه مون بلد نیستم!
    فقط موندم با این طرز فکر چطور قراره شمعی در تاریکی روشن بشه.
    اصلا گیرم در تمامی مشکلاتی که برام پیش میاد جز اون معدود افرادی باشم که راه حل رو بلدم، گیرم من بدونم چطور میشه خامه‌ای درست کرد که مزه ماست نده، یا بدونم چطور میشه خیابون رو درست آسفالت کرد، یا بدونم چطور میشه سقف آشپزخونه‌مون نم پس نده، مگه این وظیفه منه که این چیزها را درست کنم؟ مگه میشه هر کسی از کار و زندگی‌اش بزنه و هر مشکلی که دید رو یک تنه حل کنه؟ پس کسی که داره اون محصول رو میسازه و یا اون خدمت رو ارائه می‌ده چیکاره حسنه؟ توی جامعه هر عضوی یک نقشی داره، هر کسی “باید” فقط و فقط وظیفه خودش رو انجام بده و در عوض تنها مسئول نقش خودش باشه. این قانون ساده ولی طلایی عمود خیمیه نظم و پیشرفت است. ما مشکل رو می‌بینیم و اون رو عنوان می‌کنیم، طبیعتا تحت تاثیر دردسرهایی که اون مشکل برامون ایجاد کرده، عصبانیت هم بخرج میدیم، که اصولا چرا باید همچین مشکلی پیش بیاد. ولی پیدا کردن راه حل و یا حل مشکل وظیفه ما نیست! مادامی که در زنجیر ارائه خدمت، ما یک مصرف کننده‌ایم این وظیفه ما نیست که مشکل رو حل کنیم. اگه یک جامعه اونقدر خر تو خر است که سرویس دهنده به داد مصرف کننده نمی‌رسد و مصرف کننده مجبور است مشکل اش را خودش حل کند، یک لکه ننگی است برای اون جامعه نه یک روند سازنده که همه جوامع باید از اون الگو بگیرن.
    چیزی که شما ازش غفلت می کنید این است که اگه یک نفر موقع اطلاع دادن یک مشکل محترمانه صحبت می‌کنه و یا علاوه بر عنوان کردن یک مشکل راه حل هم ارائه میده، داره “لطف” می‌کنه، “لطف” کاری است فرای وظیفه، کاری است که فرد ملزم به انجام اون نیست و اگه فردی در حق شما “لطف” کرد، عملی شایسته انجام داده و عمل اون شایسته تقدیر است. به نظر میرسه شما استانداردهاتون چند لول پایین‌تر از نرم جهانی است.
    مشتری به صورت پیش‌فرض مزاحم است، مشکل را که می‌گوید مزاحم‌تر شده، حالا اگر مشکل را بگوید و راه حل را هم ارائه بدهد تازه به درجه بی‌ارزش بودن نائل میشه! اگر پا بشود بیاد شرکت مشکل‌تون رو هم حل کنه تازه میشه مشتری غیر مزاحم!
    اتفاقا خود من وقتی اینترنت‌ام قطع میشه اصولا با سرویس دهنده ام تماس نمی‌گیرم چون می‌دونم ۹۰ درصد مشکل از مخابرات است و تماس گرفتن من مفید نیست ولی اینکه کسی برگردد به من بگوید تو اصولا حق اعتراض ندارم، غیر قابل تحمل است.

  2. @مصطفی محمدی
    ببینید موضوع همون لعنت فرستادن به تاریکی به جای روشن کردن شمع است که دربالا از کنفسیوس نقل شد. موضوع دیگر اظهار نظرات غیرکارشناسی کسانی که خود را کارشناس می دانند که متاسفانه هر دو آنها دارد در جامعه ما باب می شود. وگرنه بنده در نتیجه گیری دوم گفتم نقد بدون راه حل صرفا بیان مسئله است که خود می تواند جزی از روند پیدا کردن راه حل شود.
    در کلیت موضوع خودم را با شما همسو می بینم

  3. من با هر دو دیدگاه تا حدودی موافقم، از طرفی در منطقه خودمان از این می نالیم که ملت نسبت به دور و برشون بی تفاوت هستن و هر بلایی سرشون بیاد به حالشون فرقی نمی کنه و جدیدا که گله و اعتراض هایی هرچند در حد درد دل و خودمونی و غیر رسمی اون هم بیشتر از طرف به قول معروف تحصیل کرده ها مون بیان میشه رو تاب نمی یاریم! اما امیدواریم این نق زدن ها و اعتراض ها با اصول و روشی مطرح بشه که کار ساز باشه و از روی آگاهی باشه! اما خیلی ها هم از سکوت اکثریت استفاده می کنن و با خصومت های شخصی و از روی نادانی یا هدفدار شروع به نق زدن و نقد بی حساب کتاب می کنن! پس هر دو مصطفی موضع درستی دارن و شاید در بیان مفهوم ضعف بوده. به هر حال من امیدوارم ملت بلوچ مطالبه حق و حقوق خودشون به صورت آگاهانه تا رسیدن به حقشون رو یاد بگیرن.