نوشته‌های مشابه

  • کلاه پارسیدورا

    سایت لینوکس شاپ در اقدامی ستودنی برای حمایت از توزیع گنو/لینوکس پارسیدورا اقدام به تولید و توزیع کلاه‌های پارسیدورا کرده است. تولید و توزیع اقلام تبلیغاتی بخشی از رقابت برای جا انداختن فرهنگ گنو/لینوکس در جامعه است. شرکت‌ها و جوامع کاربری پشتیبان گنو/لینوکس‌ها همیشه برای انتشار جدید و به مناسبت‌های مختلف سعی می کنند چنین…

  • برخی آمارهای سایت در ماه آگوست ۲۰۱۲

    تعداد آی‌پی‌های یونیک: ۲۵۰۴ تعداد‌بازدید‌ها: ۶۵۷۸ صفحات: ۳۱۱۳۷ دفعات مراجعه: ۱۱۳۸۰۷ متوسط بازدید در روز: ۲۱۲ بالاترین کشورها: ایران، آمریکا، اوکراین بالاترین شهر: تهران، زاهدان سیستم‌عامل: ویندوز،لینوکس،ناشناس مرورگر:‌موزیلا،آی‌ای کلیه آمارها بالا مربوط به بازدیدهایی از نوع مرورگری بود و آمارهای روبات‌های کاوش‌گر وب در این آمارگیری لحاظ نشده‌اند. در ماه گذشته ۹۴۴۶۷ صفحه توسط روبات‌ها…

  • گزارش این چند روز

    در این چند روز اتفاقات عجیب غریبی افتاد. در سال روز ترور بی نظیر بوتو در بلوچستان گویا عملیات انتحاری انجام شد. از بد حادثه من اصلا نتوانستم به درستی اخبار را دنبال کنم به چند علت زیر: اول آنکه از روز دوشنبه کلاس ضمن خدمت برای زبان انگلیسی برگذار شد که امروز چهارشنبه پایان…

  • سیستان

    چون آدم(ع) از سراندیب به طلب حوا برفت، به هیچ‌جا اقامت نکرد مگر بدان جایگاهی که اکنون سیستان است، آنجا آب روان دید بر ریگ ، بخورد، سبک بود، و باد شمال همی آمد، بخفت خواب کرد، چون برخواست طهارت کرد و تسبیح کرد، چون فارغ شد چیزی خواست که بخورد، جبرئیل علیه السلام –…

  • حکایت و روایت

    روایت و حکایت زمانی فکر می کردم نویسنده یا شاعر در جهان معاصر اصلا وجود ندارد. هر چه هست مربوط زمان حافظ و سعدی و فردوسی است. نویسنده موجودی اسطوره‌ای بود. نویسنده و شاعر خوب آن کسی بود که حداقل چند قرنی از زمانه‌اش گذشته باشد. بعدتر زمانه نو تر شد. با کمی اغماض آنهایی…

  • روز سعدی

    روز اول اردیبهشت همیشه یادآوری مرد بزرگ ادب جهان سعدی بزرگ است. شعر زیر یکی از غزلیات آن شاعر بزرگ است. همه عمر برندارم سر از این خمار مستی        که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد         دگران روند و آیند و…

پاسخ دادن به آبگینه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱۰ دیدگاه

  1. نه مصطفی جان. شما دوستانه سعی داری ضعف های مرا موجه جلوه دهی. ولی خودم معترفم که خیلی ضعیف عمل کرده ام. خاک بر سر من. واقعا خاک بر سر من. سینه این خاک پر از افتخارها است. خفتگان پر افتخار. گلخان نصیر را همین دیروز خودتان معرفی کردید. مردم زندگی شان را داده اند، جان شان را داده اند سر آرمانها و آن وقت یک بی عرضه ای مثل من هنوز اندر خم یک کوچه گرفتار آمده و غلط می کند که ادعایش هم بشود که مثلا فکری به سر داشته. هر کسی جای من بود تا حالا چهار بار کره زمین زیر رو کرده بود. بیعرضگی آقا . بیعرضگی. توجیه هم ندارد. دارم یک تجدید نظر اساسی می کنم در شیوه ها و ابزارها.

    فکر می کردم این پنهان کردن نام برای فیلتر کردن غرور و منیت ها است. ولی غافل که خود یک مانعی است بزرگ برای ارتباط و کاری موثر. اصلا ببین حماقتی از این بزرگ تر که بدخواهان و نادوستان و از هر قشر و صنف و تشکیلاتی دورنی و بیرونی ، شخصی و دولتی و هر که تصورش را بکنی هویتم را دقیق می دانند و پیدایش کرده اند ولی آن را از دوستان عزیز پنهان داشته ام!!

    خدا کمی عقل و ذره ای انرژی و ارزنی شهامت به ما بدهد اگر نه غلط می کنیم که ادعا کنیم. همان جوجه تیغی شدن خوب است. برای مان خاک بر سر مان. ولی چه می دانم . خدا اینجوری آفرید دیگر.

  2. از نگاهی دیگر، دلیل کنجکاوی ما خون گرم و خوی اجتماعی ماست. دل به دل راه دارد. و این راه داشتن، در همین کنجکاوی هاست که به ظهور می رسد. دلیلش همان سمپاتی است که بین دو انسان به وجود می آید و بانی دوستی ها می شود.
    گاه، شاید به علت « قهرمان جویی » ماست که چنین آدم هایی را نشان می کنیم، تا در آینده آنها را جلو بیندازیم و سپر بلا کنیم ـ ؟ ـ و به تماشا بایستیم. و تفریح کنیم. و در نهایت، قضاوت نامنصفانه کنیم در خصوص آن شهید عزیز؛ که ساده دل بود. ابله بود، احمق بود، و قس علی …..
    این روحیه متاسفانه، به شدت وجود دارد و من مصداقش را همین جا ، در بین خودمان می بینم. و حذر دادن ها هم کمتر راه به جایی برده است.

  3. رازگو ، رازگوست دیگر
    حالاکه ما بفهمیم رازگو کی هست چه فرقی به حال ما می کند ؟
    شاید به قول چریک پیر حس کنجکاویمان ارضا شود . ولی از آنجایی که
    به ما یاد داده اند از روی ظاهر آدم ها قضاوت کنیم برایمان مهم می شود
    سراز کار رازگو در بیاوریم .
    وگرنه این رازگو ویروسی است که افتاده به جان بلوچستان و باید بپذیریمش
    کودک درونش بسیار حساس است نباید سربه سرش بگذاریم یکهو دیدی قهر
    کرد و بلوچستان را بی رازگو گذاشت و رفت .

  4. همه ما یک من هستیم و بوده ایم اما اگر اینجا هستیم دنبال ما شدن هستیم دنبال روزی که نه من و نه تو باشیم ما باشیم.روزی که نه فردی شناخته شده بلکه هدفی،اندیشه ای حرکتی شناخته شده باشیم.
    از همه اینها بگذریم من هم این حس کنجکاوی رو داشتم و جالب اینجاست به ماهیت اصلی جناب رازگو پی بردم،امان از این کنجکاوی…
    البته این رازیست برای خودم،در نهایت برای همه دوستان و امثال رازگو ها،دانشور ها،حوا ها، واحد ها و یاسر ها آرزوی موفقیت می کنم.

  5. راز گو گیه ؟
    با اینکه می شناسم اما ترجیح می دهم نشناسمش . چرا ؟ چون رسالت کار ما قائم به شخص نیست بلکه قائم به فکر و تعهد افراد است . فکر و تعهد رازگواست که ارزشمند است نه اینکه بدانیم نامش کیست و کدملی اش چند است؟

  6. همه می پرسند چیستی تو ؟ براستــی تو کیســــتی ؟
    که اینـــــچنین به تو می اندیشند می گویند بـی با کترین درختان در کویر مــی رویند ایـــا رازگو هم از آن دسته بـی باکان کـــویربلوچستان است که با پـــیوند قلم خود به دنیایی مـجازی هـمه را شیفته خـود کـــرده ؟

  7. دیری نیست که میشناسمش شناخت زمانی را میگویم اما وقتی مطالبش را میخوانم گویی دراستخوانم نفوذ کرده است گویی خود من است در وجود من.
    نام دیگر چیست ؟!!تا کنون حتی یک بار هم مشتاق شنیدن و دانستن نامش نشدم.
    هرچه هست رازگو وجه خوبی دارد قلمش ریشه را نمسوزاتدحتی ریشه ای که قبول ندارد به او آب نمیدهد تا خود بمیرد برعکس شما دانشور قلمتان تند و بی پرواست واین همیشه جواب دلخواه را نمیدهد(نظراتتان را دروبلاگ آبگینه میگویم).
    رازگومطالبش بیستر از آنکه راه کار نشان دهد دردها را آشکار میکند و این مبارک تر است او واعظ نیست چون خوب میداند ما از وعظ خوشمان نمیاید.
    او نصیحت نمیکند بلکه همدردی میکندواین آرامش بخش تر است.
    هرچه هست من که دوستش دارم.!!

  8. رازگو کیه؟
    رازگو شخصی با افکار بلندوآینده نگر رازگو دوست من ومشوق من وبسیاری از وبلاگ نویسان بلوچ نمیشناسمش ولی برام مهم نیست که شخص رازگو رو نمیشناسم ولی افکار ونوشته های وی چنان من رو تحت تاثیر قرارداده که طاقت دل کندن از نوشته هاش رو ندارم رازگو رو با نظرات مفید وبزرگوارانه اش میشناسم که من رو وادار کرده که به سمت تفکر در خودم وافکارخودم بپردازم رازگو جان هرکجا هستی سالم وسلامت درپناه حق باشید.

  9. اتفاقی وصل شدم به مطلب نوستالژیک “رازگو کیست!” ناخواسته یاد جُک دوستان منتقد آمریکایی افتادم که راجع به ورنر هرتزوگ ساخته بودن و در اشاره به فیلمش«معمای کاسپر هاوزر» می گفتن: هوم کایزر هاوزن( دقت کنید با تلفظ آلمانی)؟! لابد خودشه!”
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1_%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%B1