نوشته‌های مشابه

  • باهوت

    باهوت اگر شخصی از شهر و دیار خود به هر دلیلی بیرون رود و به گروهی دیگر در جایی پناهنده شود، شخص پناهنده را باهو‎ٹ می گویند. در زبان بلوچی به باهوت میار ( پناهنده) و کسی که پناهنده را می پذیرد میار جل (باهوت داروک) می گویند. حفاظت از مَیار برای میار جَل حکم…

  • وقت زندگی

    ناگهان از خواب بیدار شد. زمان و مکان را به درستی درک نمی کرد. دهانش خشک شده بود. گاهی مزه گس بر زبانش احساس می کرد. هنوز جمله آخری که پیش از بیداری در خواب کسی به او گفت بود را زیر زبان تکرار می کرد.نمی دانست که بود و از کجا حرف می زد….

  • داستان گربه های ما

    در حیاط خانه ما همیشه چند گربه وجود دارد. گاهی بر روی دیوار ها نگهبانی می دهند. این چند روز ماجراهای بسیاری خنده داری با آنها داشتیم. این گربه بسیار شیطنت می کنند. یکی از سرگرمی این گربه ها آموزش آنها توسط مادرشان است. گربه ی مادر همیشه وقتی بیکار است به آنها آموزش پرش…

  • بالانچ

    داں که په سمیان پیداک نه بیت دودایے      په تئی دودایان کدی بیرگرین بالاچ نبیت (سیدهاشمی) بالانچ یکی از نام‌های بسیار قدیمی بلوچی است. این اسم در بلوچی با مبارزه، سخت‌جانی و خونخواهی همیشه همراه بوده است. گاه بالانچ همان بلوچ و تبلور ویژگی‌های مردانگی و رادمردی فرض شده است. بالانچ دارای ریشه…

  • نامه ای به ابوعمار

    نامه ای به ابوعمار با سلام مدتی قبل وقتی در میان وبلاگ ها به گشت وگذار مشغول بودم در یکی از وبلاگ های مربوط به مسایل بلوچستان به آدرس وبلاگتان برخورد کرد. در همین جا اجازه بدهید به شما به خاطر نگارش روزمره یادداشت هایتان در وبلاگتان تبریک بگویم. وقعا جای بسی مسرت است که…

  • منیر مومن

    من از دل بی‌چاره و دل از من بیزار است خدایا این زندگی بخشیده را ببر که گم گشتم من کجاست مهر و وفا ضمانت دار کجاست که امسال گذشت هنوز چشم در راهم من گناه من این است که هیچ گناهم نیست میار من این است که بی میارم من من مرده‌ام که مرا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه