نوشته‌های مشابه

  • باهوت

    باهوت اگر شخصی از شهر و دیار خود به هر دلیلی بیرون رود و به گروهی دیگر در جایی پناهنده شود، شخص پناهنده را باهو‎ٹ می گویند. در زبان بلوچی به باهوت میار ( پناهنده) و کسی که پناهنده را می پذیرد میار جل (باهوت داروک) می گویند. حفاظت از مَیار برای میار جَل حکم…

  • شرح پریشانی – بت عربده‌جو

    شرح پریشانی ترکیب‌بندی منحصر به فرد در زبان فارسی، از سروده‌های وحشی بافقی است. ارزش ادبی آن به خاطر آرایه‌های ادبی بسیاری که در آن به کار رفته‌است مورد توجه قرار دارد. دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصهٔ بی‌سر و سامانی من گوش کنید گفت‌وگوی من و حیرانی…

  • حلب و بلوچ

    حال که اخبار سوریه و حلب داغ است و از طرفی در برخی کلیپهای منتشر شده از میادین جنگ برخی به زبان بلوچی صحبت می کنند، شاید بد نباشد بدانید برخی ریشه اولیه بلوچ را در حلب می دانند.در یک روایت بلوچ معتقد است که از نسل «میرحمزه» عموی حضرت علی هستند. روزی میرحمزه در…

  • انتقال سرور ترجمه فدورا به ترانسیفیکس

    بدین وسیله به اطلاع کلیه مترجمین تیم فدورا می رساند سرور ترانسیفیکس فدورا در حال انتقال به سرور ترانسیفیکس.نت می باشد. از مدتی قبل برنامهٔ ترانسیفیکس که بر روی سرورهای فدورا نصب بود دچار مشکلات بسیار زیادی شده بود به گونه‌ای که عملا کار ترجمه و انتقال فایلهای مربوط به ترجمه به کندی و در…

  • سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

    شعری از حضرت حافظ به یاد آن روزهایی که با نوای جاودانه استاد شجریان آن را می شنیدم. در کودکی یکی از دل مشغولی های من شنیدن آواز استاد و خواندن شعر حافظ بوده است که هنوز هم ادامه دارد.سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند دی گله‌ای ز…

  • هانل

    ترجمه شعری از سید ظهورشاه هاشمی – شاعر بلوچ هانلنیک می دانم که مرا روح و روانی هانلزندگانی مرا نکو منزل و راهی هانل چه می شود گر برایم دستی یازیمن گدایم، مرا تو شاهی هانل از بخت من ابر غم مرا شب تار خواهد شدمن نترسم که مرا ماه چهاردهی هانل ز چه امروز…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه

  1. ناچار همینط.ر است.و باوضعی که ماداریم لابد بعضی از ارزشهای مثبت مان هم ، یا شاید همۀ آنها به قهر اصرار جوانان نسل های نو، کنار گذاشته شوند…….. من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود. علت اینگونگی ما بیگمان بی خبری از ارزش های مثبت مان است. جوانان ما مطالعۀ گذشته را ندارند. و راحت رها می کنند. اما جوانان کشورهای توسعه یافته، با شناختِ حتی آکادمیک گذشته رو به آینده می روند.