نوشته‌های مشابه

  • سحرهای بی آب و برق

    چند روزی است که سحرهای نوینی را تجربه می کنم. چند شب قبل وقت سحری ناگهان برق قطع شد. سحری خوردن در تاریکی تجربه ی تازه ای بود که قبلا آن را نداشتم.به هر حال تقریبا نیم ساعتی را در تاریکی سپری کردیم تا جناب بابا برقی تشریف بیاورند و آنجا را منور فرمایند.تجربه دوم…

  • بهارم دخترم

    شعر از مرحوم فریدون مشیری به مناسبت فصل بهار بهارم دخترم از خواب برخیز    شکر خندی بزن و شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ی ناز     بهار آمد تو هم با او بیامیز بهارم دخترم آغوش واکن     که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد زمستان ملال انگیز بگذشت     بهاران خنده بر لب آشنا…

  • لهتی دلگوشی

    مروچ اولگین روچ چه گرماگ انت. تیر ماه مطابق گون جلالی تقویم گرماگءِ موسوم شروع بیت. چه منی  پیشگین بلوچی نوشتانک بازگین وهدی گوستت. البت ای مدت تها گون بازگین کار دلگوش بیتگان. اولگین کاری که ای چنت وهد انت که هل اتت منی درس تعالیم دیگ انت. بعد چه نوروز تعطیلی هلگ منی مزنی…

  • زنان قبیلهٔ من

    مادر یعنی مادر میر کمبر، همسر و دشتار (دوست‌دار، نامزد) یعنی هانی. مادری که فرزند را برای گرفتن حق  آماده‌اش کرد. هانلی که همیشه دلباخته و دلداده ماند و در عشق سوخت.دلداده دلسوخته یعنی مهناز. شما زنان قبیله من شمای که از نسل آن دلاوران و دلدادگانید روزتان مبارک.

  • |

    سیه مارِ نیلگ

    لنگ بسته بر سر و صورتش را باز کرد. عرق را از سر و رو بر زمین چکاند. غرق در خیالاتش گوشه ی کپر کز کرد. مه گنج بر آتشدان دیگ کوچکی را بار گذاشته بود.  – هان گنگوزار چه شده؟ کشتی هایت غرق شدن؟ – قجرها سرو کله شان پیدا نشده این طرفا؟ –…

  • اولین جشن فدورا-پارسیدورا

    در تاریخ هشت مهر به همت انجمن فدورا ایران و موسسه منظومه خرد اولین جشن فدورا و رونمایی پارسیدورا برگذار شد. از زمانی که در جامعه کاربران فدورا فعالیت خود را شروع کردم همیشه داشتن رویدادی برای معرفی فدورا در ایران برایم یک آرزو بود. برای تحقق بخشیدن به این آرزو سال ها تلاش کرده…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *