نوشته‌های مشابه

  • زنان قبیلهٔ من

    مادر یعنی مادر میر کمبر، همسر و دشتار (دوست‌دار، نامزد) یعنی هانی. مادری که فرزند را برای گرفتن حق  آماده‌اش کرد. هانلی که همیشه دلباخته و دلداده ماند و در عشق سوخت.دلداده دلسوخته یعنی مهناز. شما زنان قبیله من شمای که از نسل آن دلاوران و دلدادگانید روزتان مبارک.

  • عاجزگ

    تو را به هر نامی بخوانند زیباست. زن،مادر،دختر،همسر،دوشیزه،عاجزگ و …. همه تو را نشان می دهند. تو با هر نامی زمینه سازی هنر و زیبایی هستی. نام تو برای جهان نماد آرامش و صلح است. تو برای بهتر ساختن دنیا و تهی ساختن آن از زشتی و پلشتی نقش تاریخی به عهده داری. تو نمادی…

  • |

    مسخ

    دست ها و پاهایش سنگینی عمیقی را احساس می کرد. گویا از اختیار او خارج شده اند. به آسمان نگریست. ستاره ها بالای سرش چشمک می زنند. شب گذشته را به خاطر آورد. جنگ او با بلاه* سه شبانه روز طول کشید. چه ضربه هایی که به هم زدند. سه روز جنگ طاقت فرسا. بلاه…

  • تفکر تحلیلی و رابطه ی نسلی

    “فردا ساعت یازده تعطیل میشین چون معلما جلسه دارن”این یک جمله ساده با تقریبا چهار فکت است. یک معلم ابتدایی برای دانش آموزانش بیان می کند و تاکید می کند خوب گوش کنند تا سوال نپرسند. در ادامه ویدئو تقریبا ۱۱ عنوان سوال پرسیده می شود. این برای من چندین نگران از نسلی بوجود می…

  • سنگ قناعت

    برای بسیاری جنگیدن برای نیازهای اولیه و رفع آنها ممکن جواز دریدن همه پرده‌ی حرمت‌ها و کلاهبرداری‌ها باشد. اینکه برای لحظه‌ای از دایره‌ی عقل و اخلاق بیرون شویم تا جان بدر ببریم و یا خطری را موقت دفع کنیم به بسیاری عوامل بستگی دارد. نظام اخلاقی ، عقلانیت، جهان‌بینی و بسیاری فاکتورهای دیگر فرد را…

  • توجه به کشاورزی ایرانشهر

    امروز به حسب تصادف به اطراف ایرانشهر سری زدیم. در انتهای میسر آبی جمع شده بود که غروب را در آنجا دل انگیز می کرد. وقتی در آن مزارع گشتی می زدیم با خودم فکر کردم چرا ایرانشهر با این همه استعداد و منابع نباید یکی از قطب های کشاورزی کشور باشد. دارا بدون آب…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۵ دیدگاه

  1. سلام
    مصطفی من هم با نظرهایت که در جواب صدیق دادی موافقم. یک خواهش: بخاطر اینکه درک درستی داشته باشیم از راهی که آمدیم (منظور در وب نویسی) تا بتوانیم راه آینده را انتخاب کنیم.اگر امکان دارد نگاهی بیندازید به وبهای بلوچ در سال ۹۰ . بعد می توان بهتر به سوالهای صدیق جواب داد. ممنون

  2. حرکت و موج وبلاگ نویسی روند خوب و مناسبی را در بین قوم بلوچ و منطقه بلوچستان پیموده و اکنون می توانیم ادعا کنیم وبلاگ نویس بلوچ وجود خارجی دارد. اما صدیق به درستی پرسش هایی را مطرح کرده زیرا هر آغاز اگر صرفا آغازی باشد و هدفمند و با دوراندیشی همراه نباشد نه تنها مفید نیست بلکه زیان بار نیز هست.
    در همین پی اول اگر خود را باور و چشم انداز وسیعی برای خود ترسیم کنیم قطعا مورد ستایش نسل های بعد قرار خواهیم گرفت.