نوشته‌های مشابه

  • پرواز کتاب ها

    روزی دانش آموزان یک مدرسه امتحان داشتند. آنها در دنیا تنها کاری که تا به حال یاد نه گرفته بودند درس خواندن بود. روز های امتحان برای آنها روز عجیب و غریبی بود. معلمان بی چاره باید به هر نحوی که شده بود جور آنها را بکشند. معلمان همیشه از طرف مدیر مدرسه و سایر…

  • سپاس از یک استاد فاضل

    امروز نگاهی به سازم انداختم که خاک می خورد. آنقدر مشغولیت برای خودمان تراشیدیم که از نواختن سه تار دیر وقتی است باز مانده ایم. زمانی که در کرج بودم در نزدیکی دانشگاه نجاری بود که ساز می ساخت. من روزی به نزدش رفتم و از او خواستم با دستانش برایم سازی بسازد. او نیز…

  • مادر خشمگین ما

    مادر خشمگین ما آرام گیر. آرام باش. آرام ما باش. آرامش ما باش. این روز‌ها آنقدر خشم خود را برافروختی که «آواران» را بر سر فرزندانت آوار کردی. آرامش ما، آرام ما باش. برای کودکان برآشفته‌اند «لیلو»بخوان و برای در خاک خفتگانت کمی «لیکو». مادر ما چه بر دل داشتی که بر رویش سنگینی می…

  • دیتاسنتر فیس بوک در سوئد

    فیس بوک قصد دارد یک دیتاسنتر جدید در شمال سوئد برای پشتیبانی رشد روزافزون کاربرانش ایجاد کند. این دیتاسنتر در شهر لولئا اولین دیتاسنتر فیس بوک خارج از ایالات متحده خواهد بود.مکان دیتاسنتر از مزیت سرما در شهر لولئا بهره خواهد برد. این شهر ساحلی در عرض جغرافیایی تقریبا همانند آلاسکا قرار گرفته است. هوای…

  • نه

    سرم پایین بود. تند تند قدم می زدم. باد سردی می وزید. لبه کلاه را پایین تر کشیدم. سرعت باد گاه آنچنان شدید بود که مسیرم را کج می کرد. دو چهار راه پایین تر از جایی که قهوه داغی نوشیده بودم، عده ای زیادی را دیدم دور چیزی جمع شده اند. نزدیک تر رفتم….

  • مراء امیت ان

    مروچی بعد چند مدتی بلوچی نوشتانکی ادان نویسان. مراء امیت شی انت که بلوچی زبان ته اینترنت هم یک شرین جاگاهی داشته بیت. منی امیت شی انت که وتء په پارسی یا انگریزی نوشتن محدود مکننت. اگر چوش بیت بلوچی زبان هنچوش کم کم چه نویسگ بهر زبان بی سوب بیت. من چنت وهد پیشتر…

پاسخ دادن به ته تغاری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه