نوشته‌های مشابه

  • از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشب

    شعری از فروغی بسطامی اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب         مهمان عزیز آمده در خانه‌ام امشب صد شکر خدا را که نشسته‌ست به شادی         گنج غمت اندر دل ویرانه‌ام امشب من از نگه شمع رخت دیده نورزم                 تا پاک نسوزد پر پروانه‌ام امشب بگشا…

  • |

    زیورُک

    هشت سالش بود. داشت کلاس دوم را می گذراند. معلم از درس هایش راضی بود. او را ردیف جلو نشانده بود. -می خوای چه کاره بشی؟ -دکتر… سرش پایین بود. تند تند زمین را می پایید.  یک شب وسط زمستان ملا خلیل از مسجد برگشته بود. بچه های قد و نیم قد هر یک با…

  • سعدی، مرغ سخندان

    به مناسبت روز بزرگداشت سعدی در بارگاه خاطر سعدی خرام اگر                            خواهی ز پادشاه سخن داد شاعری* هفت کشور نمی‌کنند امروز                                  بی مقالات سعدی انجمنی* من‌آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت        هنوز آواز می‌آید…

  • داستان سونامی برق در خانه ما

    روز گذشته وقتی از خواب بیدار شدم دیدم تلویزیون دود از نهادش برآمده است. بوی سوختگی همه جا فراگرفته است. آن طرف تر فریزر هم آتش درونش را بیرون فشانده بود. این میانه داستان سوختن وسایل الکتریکی ما در اثر برق است. برق شهر ما هیشه در نواسان هستند. گاهی آنچنان ضعیف می شوند که…

  • زیرساخت

    رادیو بلوچی(برنامه صبح) – الو رادیو بلوچی؟ – هاں… – ما رءَ مشکل هستں… – بگو چیں شمی مشکل؟ – ما رءَ آپ نے ، ما رءَ برک نے، ما رءَ جَدَ نے ….. شهرستان‌های جدید بعد از خبر تایید شهرستان شدن قصرقند و امروز هم میرجاوه برخی از مردم بخش‌های تابعه اعتراض کردند که…

  • ازدواج

    امروز که این یادداشت را در صفحه می نویسم نیم ساعتی به پایان روز نه ام شهریور مانده است و من در زاهدانم. شاید کسانی که در وبلاگ این نوشته را می خوانند در آرشیو ۲۳ ام امرداد ۱۳۸۸ آن را ببینند در ادامه در این باره توضیح خواهم داد. مدت تقریبا طولانی از آخرین…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *