نوشته‌های مشابه

  • مدیونم -اندر حکایات وب نویسی-

    بسم حکایت دل هست با نسیم سحر داستان وبلاگ نویسی من تقریبا پنج سالی است که در این مکان و وبلاگ‌های شخصی خود درباره موضوعات گوناگون نوشته‌هایی را ارائه داده‌ام. اوایل بیشتر درباره دیده‌های روزمره خود می نوشتم. نظرات خود را درباره اتفاقاتی که می افتاد و یا درباره مشکلات جامعه با طرح مسئله و…

  • وحشت از زنان

    ما از زنان وحشت داریم! نمی دانم این زنان چه ویژگی‌های دارند که حتی از بردن نام آنها در اجتماع هراس داریم. به عبارت دیگر چرا حق داشتن یک اسم را برایشان قائل نمی شویم. عناوینی چون «عیال، منزل، خانم، مادر بچه‌ها، عاجزگ(بلوچی)» و خیلی از کلمات این چنین برای نام نبردن یک زن بکار…

  • نه

    سرم پایین بود. تند تند قدم می زدم. باد سردی می وزید. لبه کلاه را پایین تر کشیدم. سرعت باد گاه آنچنان شدید بود که مسیرم را کج می کرد. دو چهار راه پایین تر از جایی که قهوه داغی نوشیده بودم، عده ای زیادی را دیدم دور چیزی جمع شده اند. نزدیک تر رفتم….

  • کتاب:نازک

    نازک اولین رمان به زبان بلوچی نوشته سید ظهورشاه هاشمی است. این رمان یک نمونه کارگاهی برای نوشتن و سرمشق گرفتن است. در سطوح مختلف رمان فقط نویسنده سعی کرده است نمونه برای نوشتن ارائه کند. چون در زبان بلوچی چنین نمونه‌ای برای الگوی گرفتن وجود نداشته است پس تا حدودی کار نویسنده را می…

  • اعجاز در آموزش و سنجش

    تقریبا دو هفته‌ای است دست به کیبرد برای نوشتن در این بلاگ نبرده‌ام. امروز وقتی به برنامهٔ همیشگی که برای نوشتن در تقویمم نگاهی انداختم یادم افتاد که باید برای خالی نبود عریضه چیزی به این بلاگ بیفزایم. باری تقریبا سه هفته است که ما با امتحانات دانش آموزان سرگرم هستیم. کارمان بیشتر با آنها…

  • سپاس از یک استاد فاضل

    امروز نگاهی به سازم انداختم که خاک می خورد. آنقدر مشغولیت برای خودمان تراشیدیم که از نواختن سه تار دیر وقتی است باز مانده ایم. زمانی که در کرج بودم در نزدیکی دانشگاه نجاری بود که ساز می ساخت. من روزی به نزدش رفتم و از او خواستم با دستانش برایم سازی بسازد. او نیز…

پاسخ دادن به کلکلی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه

  1. سلام بر شما.
    واقعا شعرتان زیباست و زیباییش دوچندان محسوس است که دختری ناز داشته باشی .
    دختر برای پدر و مادر زیباتر از بهار طبیعت است.
    دختر بهار زندگیست و بدون او خبری از بهار زندگی نیست و هیچ پسری جای محبت های دختر را نخواهد گرفت.