این کهنه رباط را که عالم نام است و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمیست که وامانده صد جمشید است قصریست که تکیهگاه صد بهرام است
□
این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت چون آب بجویبار و چون باد بدشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزیکه نیامدهست و روزیکه گذشت
□
بر چهره گل نسیم نوروز خوش است در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
□
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشمنگاری بوده است
امروز ۲۴ آبان همیشه در تقویم ایران به نام کتاب و کتابخوانی نامیده می شود. هر سال برای تاکید بر مسئله مطالعه در جامعه این روز را گرامی می دارند. متاسفانه به دلایل گوناگونی کتاب و مطالعه اهمیت خود را در جامعه از دست داده است. یکی از دلایل مشغله های فراوان و دغدغه های…
زبان در تعریف زبان، زبان شناسان مفاهیم گوناگونی را بین کرده اند. هر کدام از دیدگاهی به بررسی و تعریف زبان پرداخته اند. قدر مشترک اکثر تعاریف زبان تعریفی است که آن را یک نظام و نهاد(institution) اجتماعی می نامد. زبان در واقع یک سیستم است که در خود سیستم هایی دارد و هر کدام…
علاقه مندی مردم به فرهنگ خود یکی دیگر از مولفههای حفظ یا از بین رفتن یک فرهنگ، درجه وابستگی مردم به آن است. هر چه این وابستگی میان مردم و فرهنگشان قوی تر باشد فرهنگ قوام بیشتری پیدا میکند. برای سنجش وابستگی و دل بستگی به فرهنگ باید به خود فرهنگ مراجعه کرد. هر چه…
گاهی وقتها همه چیزی محیای نوشتن است الا حس و حال یا بهتر بگویم وقت شاید. این مدت سوژههای فراوانی برای نوشتن وجود داشت که به دلایلی معذوریتهای زمانی و گرفتار شدن در جاهای دیگر از نوشتن درباره آنها باز ماندنم. این نوشته برای این است که عریضهی این وبلاگ خالی نباشد. همچنین جهت اعلام…
مادر یعنی مادر میر کمبر، همسر و دشتار (دوستدار، نامزد) یعنی هانی. مادری که فرزند را برای گرفتن حق آمادهاش کرد. هانلی که همیشه دلباخته و دلداده ماند و در عشق سوخت.دلداده دلسوخته یعنی مهناز. شما زنان قبیله من شمای که از نسل آن دلاوران و دلدادگانید روزتان مبارک.
این رباعی رو با صدای زندهیاد شاملو خیلی دوست دارم
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رست
این رباعی رو با صدای زندهیاد شاملو خیلی دوست دارم
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رست
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت… چه عالی می سراید این شاعر زنده یاد.