نوشته‌های مشابه

  • منی بلوچی رپورٹ

    بازگین وهدی انت که من ادان بلوچی نه لکتت. یکی چه دلیل شی بیتت مه من باز گون دگه کاراں دست بند بوتگاں۔ چنت وهد اینت که گوں ترجمه بلوچی کمتر کار کنگاں پی چی که من ته این پروژه ان وت وت کار کنان و دگه بلوچ په چوشین کار کمتر در کپیت. بله…

  • |

    مسخ

    دست ها و پاهایش سنگینی عمیقی را احساس می کرد. گویا از اختیار او خارج شده اند. به آسمان نگریست. ستاره ها بالای سرش چشمک می زنند. شب گذشته را به خاطر آورد. جنگ او با بلاه* سه شبانه روز طول کشید. چه ضربه هایی که به هم زدند. سه روز جنگ طاقت فرسا. بلاه…

  • بادبادک باز, کتابی که باید خواند

    خالد حسینی جز معدود رمان نویسانی است که در اولین اثر خود به موفقیت چشم گیر می رسد. او نویسنده ای است که در افغانستان به دنیا آمده است و اکنون شهروند و ساکن آمریکا است. درباره ی رمان بادبادک باز سخن و نقدهای فراوانی نوشته شده است من نیز بعد از آن که آن…

  • دامن کشان

    فعل 《لَکُشگ》(lakoshag) از فعل‌های جالب بلوچی است. این فعل دو معنی دارد و گاهی شعرا برای زیبای و ابهام در معنی آن را به کار برده‌اند‌: ۱. لیزخوردن و لغریدن ۲. محو شدن و غش کردن هم به کار رفته است.《تئی چہ شہرِ دامنَ لگشتگاں، حیال بکں》به معنی 《 از دامن شهرت لغزیدم/زود رد شدم/…

  • تشنه خون

    ما تشنه خونیم؟ 1.وقتی گلادیاتور حریف را به زمین زد تماشاچیان نیم خیز شدند. حریف عرصه را باخته بود. تماشاچیان همه یک صدا فریاد می زدند بکش!!! 2.قاتلی بی رحم را برای اعدام به طرف طناب دار می بردند. مردم فکر می کردند احساسات جمعی آنها جریحه دار شده است. همه چشم انتظار به دار…

  • رند درد آشام

    به مناسبت روز بزرگداشت عطار نیشابوری بار دگر شور آورید این پیر درد آشام را         صد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ما چون راست کاندر کار شد وز کعبه در خمار شد         در کفر خود دین دار شد بیزار شد ز اسلام ما پس گفت تا کی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *