نوشته‌های مشابه

  • هان، چه خبر آوردی؟

    مدتی این مثنوی تاخیر شد    مهلتی بایست تا خون شیر شد برای نوشتن علاوه بر دغدغه حوصله و وقت نیز لازم است. به نوشته‌های پیشین وقتی مراجعه می کنم تاریخ آخرین نوشته تقریبا مربوط به دو ماه پیش است. در این مدت هرگاه ذوق و حوصله در کنار هم آمده بودند اما وقت و سایر…

  • حلب و بلوچ

    حال که اخبار سوریه و حلب داغ است و از طرفی در برخی کلیپهای منتشر شده از میادین جنگ برخی به زبان بلوچی صحبت می کنند، شاید بد نباشد بدانید برخی ریشه اولیه بلوچ را در حلب می دانند.در یک روایت بلوچ معتقد است که از نسل «میرحمزه» عموی حضرت علی هستند. روزی میرحمزه در…

  • |

    مسخ

    دست ها و پاهایش سنگینی عمیقی را احساس می کرد. گویا از اختیار او خارج شده اند. به آسمان نگریست. ستاره ها بالای سرش چشمک می زنند. شب گذشته را به خاطر آورد. جنگ او با بلاه* سه شبانه روز طول کشید. چه ضربه هایی که به هم زدند. سه روز جنگ طاقت فرسا. بلاه…

  • ادبیات، اسطوره، سینما

    به آخرین پست که نگاه می کنم یک هفته است  چیزی ننوشته‌ام. اما به جایش این یک هفته داستان و فیلم به راه بود. خواستم از فیلم‌ها و رمان‌ها روزنوشتی‌هایی ارائه دهم دیدم فضا بیشتر مناسب خواندن و دیدن است تا نوشتن و نقد. دلبرکان غمگین در میان رمان‌ها رمان آخر مارگز فوق‌العاده بود. «خاطرات…

  • چاهان

    چاهان چند شب پیش در یکی از برنامه‌های شبکه هامون،شبکه استانی سیستان و بلوچستان، که معمولا پس از اخبار هشت پخش می شود یکی از مجریان مشغول خواندن پیامک‌های ارسالی بینندگان است. معمولا مردمان شهر و روستاها که دسترسی سخت‌تری به مسئولین دارند تنها راه رساندن پیام خود را از رادیو و تلویزیون جستجو می…

  • چند نکته درباره مدیریت شهری – به مناسبت شروع کار شوراها

    مدتی پیش سلسله مقالاتی درباره‌ی مدیریت شهری و اصول آن با تکیه بر مدیریت شهرهای کوچکی مانند شهرهای این استان نوشتم. امروز قصد دارم درباره‌ی مدیریت شهری و چند نیاز اساسی شهرهای این استان با ذکر مثال کمی حرف بزنم. چون هفته آینده شروع به کار شوراهای دوره جدید است ذکر این نکات خالی از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۵ دیدگاه

  1. نگاه از بالا.
    ما همه موجوداتی ذره بینی بودیم در میدان دید تو برای خودمان کدخدا و خان و حاکم بودیم. اما خود تصوری از ذره بین تو نداشتیم و نمی دانستیم که آن بیرون امکان مقایسه خود با دیگران هست. و می شود ناچیزی خود را شناخت. و کمی آزرم داشت. و پا به هشیاری پیش گذاشت. ما تماشائیان خوبی بودیم برای تماشاگرانی که خود به میدان نیامدند. تنها از ان بالا به ما خندیدند یا بزرگواری کردند و نخندیدند. و تو به ما اندیشیدی، از آن بالا….همان بالا بمان.

  2. سلام
    بنظرم وب نویسی بلوچ موتورش روشن شده است و حرکت کرده است. من خیلی خوشبینم . می شود گفت آنهایی که چیزی در چنته دارند بدلیل گرمی فضا دارند وارد فضا می شوند. خیلی ها دارند سایت راه اندازی می کنند . در کل مصطفی می شود امیدوار بود.