نوشته‌های مشابه

  • کافر عشق

    شعری از امیرخسرو دهلوی – شاعر پارسی‌گوی هند کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش ما خدا داریم ما را ناخدا در کار…

  • سیمین رفت

    خبر کوتاه و دردناک بود. سیمین رفت.   سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری در سن نود سالگی ۱۸ اسفند،روز جهانی زن، از دنیا رفت. من به عنوان یکی از علاقه‌مندان ادبیات ایران درگذشت این بانو بزرگوار را به جامعه ایران تسلیت می گویم. امیدوارم روحش قرین رحمت الهی باشد. یاد و خاطره او…

  • چاهان

    چاهان چند شب پیش در یکی از برنامه‌های شبکه هامون،شبکه استانی سیستان و بلوچستان، که معمولا پس از اخبار هشت پخش می شود یکی از مجریان مشغول خواندن پیامک‌های ارسالی بینندگان است. معمولا مردمان شهر و روستاها که دسترسی سخت‌تری به مسئولین دارند تنها راه رساندن پیام خود را از رادیو و تلویزیون جستجو می…

  • قدردانی از موسسهٔ منظومهٔ خرد

    امروز می خواهم درباره کاری که قبلا انجام شده است ولی به دلایلی در بین پوشهٔ گزارش‌ها جا مانده است گزارشی ارائه دهم. همانگونه که در نوشته‌‌های قبلی‌ام گزارش دادم در هفته اول مهر ماه برای برگزاری اولین جشن فدورا و رونمایی پارسیدورا به تهران رفتم. این مراسم در یکی از آموزشگاه‌های تهران برگزار شد….

  • دامن کشان

    فعل 《لَکُشگ》(lakoshag) از فعل‌های جالب بلوچی است. این فعل دو معنی دارد و گاهی شعرا برای زیبای و ابهام در معنی آن را به کار برده‌اند‌: ۱. لیزخوردن و لغریدن ۲. محو شدن و غش کردن هم به کار رفته است.《تئی چہ شہرِ دامنَ لگشتگاں، حیال بکں》به معنی 《 از دامن شهرت لغزیدم/زود رد شدم/…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *