نوشته‌های مشابه

  • باز نشر شعری از تاج‌محمد طائر – به مناسب درگذشتش

    شعر از تاج محمد طائر گِپتگوں تچکء مادنیں راهےسر بیاں دلجماں بهارگاهے آ که جزم اَنت چه وتی جندءَآ نه نِند انت نچار انت همبراهے روت بے چاڑی ء تهاریں شپکئیت روژنا ء چاڑیں بانگواهے تئی دیدارءِ دلجمین واهگمنا سر کنت ایمنیں جاهے زاناں پیرے نوں کپتگ ے طائرپه تر گُرّ ایت مرچی روباهے

  • وطن

    شعر وطن از سیاوش کسرایی وطن، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب‌وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می‌شناسی ام من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم: حکایت هزار شاه با گدا حدیث…

  • اشعاری از خیام

    امروز روز خیام آن دانشمند رند است. این کهنه رباط را که عالم نام است         و آرامگه ابلق صبح و شام است بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است         قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است □ این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت         چون آب بجویبار و چون باد…

  • |

    لقا (وصال)

    میان هر سنگیبه هر رنگیچهره ماهگون تو پیداست.این فرض عشق استدر این جنگچه کسی مرده و چه کس زنده خواهد ماند.گو چشمان کور شود،دل تنگ شود،هنوز بر سر راهت خواهم نشست.آن گلی که به رنگ توستآن گلچگونه چیده خواهد شد؟تو چراغ عشق منی جاناما را چو خدا به تو ایمان است.تو دین منی،ایمان منییک بار…

  • «فراقی»

    احمد شاملو (فروردین ۱۳۵۴ – رُم، ایتالیا) چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمونِ تلخِ زنده به گوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم ! بر پشت سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه ئی بیهوده است. بوی پیراهنت، این جا و اکنون . – کوه ها در فاصله سردند…

  • بهارم دخترم

    شعر از مرحوم فریدون مشیری به مناسبت فصل بهار بهارم دخترم از خواب برخیز    شکر خندی بزن و شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ی ناز     بهار آمد تو هم با او بیامیز بهارم دخترم آغوش واکن     که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد زمستان ملال انگیز بگذشت     بهاران خنده بر لب آشنا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه