نوشته‌های مشابه

  • «فراقی»

    احمد شاملو (فروردین ۱۳۵۴ – رُم، ایتالیا) چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمونِ تلخِ زنده به گوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم ! بر پشت سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه ئی بیهوده است. بوی پیراهنت، این جا و اکنون . – کوه ها در فاصله سردند…

  • دستونک – مبارک قاضی

    خدا بزانت کئی حیال ءُ ترانگءَ چه گوستگاں من گام گام سرجمیں زمانگءَ چه گوستگاں منارا دوشی بے مرادین تیرےءَ نپر کتگ منی میار چی انت من نشانگءَ چه گوستگاں منارا هچ گرَز نه انت په گنج ءُ مال ءُ دولت ءَ تئی شوهازءَ من همک حزانگءَ چه گوستگاں همک حسابءَ من اے دلوتانی گورسی…

  • |

    لقا (وصال)

    میان هر سنگیبه هر رنگیچهره ماهگون تو پیداست.این فرض عشق استدر این جنگچه کسی مرده و چه کس زنده خواهد ماند.گو چشمان کور شود،دل تنگ شود،هنوز بر سر راهت خواهم نشست.آن گلی که به رنگ توستآن گلچگونه چیده خواهد شد؟تو چراغ عشق منی جاناما را چو خدا به تو ایمان است.تو دین منی،ایمان منییک بار…

  • |

    کمال خان رفت

    فارسی امروز خبر دردناکی به من رسیدم. تنم لرزید. تا مدتی نه توانستم چیزی بگویم. خبر ساده و جانگداز بود. ملا کمالان خواننده بزرگ بلوچی امروز از میان ما رفت. چه درد اندوهی در بلوچستان بی او خواهد بود. کسی نیست که در بلوچستان نوای شیوای او را نه شنیده باشد. او تاریخ زنده بلوچستان…

  • آواز باد و باران

    مشغول گشتن در میان پوشه های موسیقی در هارد کامپیوتر بودم به کنسرت استاد شجریان به یاد بم برخوردم. در این کنسرت یکی از اشعار بسیار زیبای دکتر شفیعی کدکنی (حتی به روزگاران)  به بهترین نحو توسط استاد اجرا گردید. برای من افتخار بزرگی است که استاد شعر و ادب فارسی را هنگامی که در…

  • بلوچی نویسگ ته وب

    چنت وهدن که بلوچی کمتر نویسگان ترسان که نویسگ بلوچی هم شموشان. من ته ای بلاگ فارسی نویسان په چی که فارسی زبان واسط ته ای ملک انت. اگر ما دایم بلوچی بنویسین لهتی مردمی سرپد نه بنت . می شمی کار شی انت که وتی گپء په دنیایء مردمان و هنچو وتی مردمانء برسانین.بلوچی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *