نوشته‌های مشابه

  • بنیامین

    دست های کرخت شده‌اش را از جیب‌های چرک گرفته‌اش بیرون آورد. دستمال را به سرعت بر روی شیشه های غبار گرفته ماشین می کشید. گاه کف دستانش را به هم می مالید و ها می کرد. کارش تمام شده بود و منتظر دستمزد ماند. شیشه به آرامی پایین آمد. دود هوا را شکافت و بیرون…

  • |

    تیر برق

     در کوچه ما تیر برقی است که بین هم قطارانش ظاهرا دارای عقل و جان است. بسیار شبیه انسانهای این دوره زمانه است. یعنی می آموزد و آموخته هایش را هم به کار می برد. شب هنگام کسی اگر از کوچه عبور کند تیرهای دیگر مدتی روشن می مانند تا فرد رد شود سپس خاموش…

  • هیولای کنکور: در رثای دانایی

    کنکور همیشه برای جوانان هر دوره به گونه‌ای مانعی بزرگی بوده و هست. حال با اعلام خبر پذیرش ۸۵ درصدی ورودی‌ها به روش غیرمتمرکز و بدون کنکور ظاهرا برای موسسات مرتبط بد نشده است. آنچه در مورد همه انواع کنکورها بخصوص نوع آمادگی افراد برای گذر از آن می شود گفت این است که همه…

  • سرما باران و پایان امتحانات

    این چند روز به خاطر بارش باران هوا دگرگون شده است. به ناگهان دمای هوا چندین درجه سردتر شد. در زاهدان روز گذشته اولین برف زمستانی به زمین نشست. اینجا هم هوا سردتر شده است. باران نرم نرم می بارد. این نوع بارندگی و هوای همیشه ابری خاطر بودن در شمال ایران را بار دیگر…

  • |

    آمر صاحب

    مرد شال بلندی دور سرو و تنش پیچیده بود. دو کودک با لباس های مندرس کنار او ایستاده بودند.گاهی زیرچشمی آنها را نگاه می کردم. منتظر دوستم بودم که داخل اتاق رفته بود. ما برای دیدن آمر صاحب آمده‌ایم…مرد شال پوش به سمت مرد منشی خم شده بود چند جمله دیگر گفت. منشی سعی داشت…

  • وطن

    شعر وطن از سیاوش کسرایی وطن، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب‌وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می‌شناسی ام من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم: حکایت هزار شاه با گدا حدیث…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *