نوشته‌های مشابه

  • نگاهی به جامعه بلوچ از منظر ادبیات کلاسیک

    اشعار  کلاسیک بلوچی عمدتا به دوره‌های حماسی-قهرمانی مختلف تقسیم می شود. موضوع عمده‌ی این اشعار جنگ‌ و جدل‌های میان قبیله‌ای است. بیشتر اشعار با قطعه‌ای کوتاه که سراینده خودش را به عنوان قهرمان اصلی معرفی می کند شروع می شود. چون این اشعار به صورت شفاهی ثبت شده‌اند به علت تغییراتی که در انتقال آنها…

  • جاده های مرگ

    «لعنت به جاده ها اگه معنی شون جدائیه ^۱» امروز ، ۱۵ دی سال ۱۳۹۸ ، در یک روز بارانی دکتر محمد نعیم امینی فرد در نزدیکی زاهدان به علت تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد. ظاهرا علت وقوع حادثه برخورد خودرو سوخت‌کش با خودروی حامل نماینده ایرانشهر و جمعی همراهان بوده است. متاسفانه…

  • فدورا ۱۳ آلفا

    امروز طبق برنامه از قبل تعیین شده اولین نسخه ی آزمایشی فدورا ۱۳ برای آزمایش برای آزمایندگان و توسعه دهندگان منتشر شد. این نسخه یک انتشار آزمایشی است و برای کاربران معمولا برای استفاده به عنوان سیستم عاملی که روزانه با آن کار می کنند توصیه نمی شود. هدف از انتشارهای اولیه آزمایش توسعه ای…

  • بی می ناب

    من بی می ناب زیستن نتوانم… گاه استانداردها و معیارهای زندگی آن قدر پایین می گیریم که به هر چیزی راضی می شویم. اما باید به دنبال می ناب هم بود. پس کسی مثل خیام که زنده بودن را بدون می ناب محال می داند حتما در عوالمی دیگر می زیسته است. چون خود در…

  • رازگو کیه؟

    این رازگو کیه؟ این سوالی هست که اکثر دوستان که سرکی در وبلاگ‌های بلوچستانی می کشند از ما می پرسند. من هم من و منی می کنم و می گویم نمی دانم! در واقع حقیقت را می گویم.به راستی چرا شخصیت و نام فرد برای ما این قدر مهم شده است تا فکر و اندیشه…

  • باید وا داد

    باران که آمد باید «زیر باران رفت» باید دل به باران داد، دست و پا زدن برای پیدا کردن جایی که خیس نشوی کار دلدادگی نیست. با همه مردم شهر از باران باید لذت برد. حتی «پنجره،فکر،هوا» نیاز دارند بارانی شوند. دست و پا نزد، خیس شد. باید زیر باران وا داد. *** قطعه‌ی پدرخوانده…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *