نوشته‌های مشابه

  • «فراقی»

    احمد شاملو (فروردین ۱۳۵۴ – رُم، ایتالیا) چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمونِ تلخِ زنده به گوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم ! بر پشت سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه ئی بیهوده است. بوی پیراهنت، این جا و اکنون . – کوه ها در فاصله سردند…

  • بهارم دخترم

    شعر از مرحوم فریدون مشیری به مناسبت فصل بهار بهارم دخترم از خواب برخیز    شکر خندی بزن و شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ی ناز     بهار آمد تو هم با او بیامیز بهارم دخترم آغوش واکن     که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد زمستان ملال انگیز بگذشت     بهاران خنده بر لب آشنا…

  • لهتی بلوچی گپ و تران

    چنت وهد انت که بلوچی نویسگاءَ ادا کمتر بوتگنت. ای شی ءَ لهتی دلیل هستن. اول شی انت که من وت بلوچی زبان وانگ و نویسگ ءَ کمتر کتگت. الان چنت وهد انت که بلوچی کتابیءَ په وانگ دست گپتگ. همی مسئله وت منی نویسگ توکا اثر ایر کتگت. پچی که انسان وهدی چیزی ءَ…

  • ما بلوچوں گداں نندوکیں

    تقدیم به همه دوستانی که گدام (چادر – tent) را دوست دارند به خصوص جناب گمشادزهی که همین اواخر به گدام رفته عکس‌هایی به اشتراک گذاشت. شعری از محمد حسین عنقا ما بلوچوں گداں نندوکیں مئے گدان اِنت آسمان ءَ چو وش نگه ب ی بی ءِ گدان ءَ چو چے سما هست ماں جهان…

  • |

    لقا (وصال)

    میان هر سنگیبه هر رنگیچهره ماهگون تو پیداست.این فرض عشق استدر این جنگچه کسی مرده و چه کس زنده خواهد ماند.گو چشمان کور شود،دل تنگ شود،هنوز بر سر راهت خواهم نشست.آن گلی که به رنگ توستآن گلچگونه چیده خواهد شد؟تو چراغ عشق منی جاناما را چو خدا به تو ایمان است.تو دین منی،ایمان منییک بار…

  • سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

    شعری از حضرت حافظ به یاد آن روزهایی که با نوای جاودانه استاد شجریان آن را می شنیدم. در کودکی یکی از دل مشغولی های من شنیدن آواز استاد و خواندن شعر حافظ بوده است که هنوز هم ادامه دارد.سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند دی گله‌ای ز…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *