نوشته‌های مشابه

  • اکسپرسیونیسم در ایرانشهر

    کانون داستان‌نویسی ایرانشهر مدتی است در اداره ارشاد شهرستان مشغول نقد و بررسی آثار ادبی ایران و جهان است. در جلسات اولیه بخشی از دوستان کارگاه داستان بلوچ به نمایندگی از جمع در این محفل حضور داشتند.درباره دغدغه دوستان داستان نویس و شیوه‌ی ترقی فرهنگ داستان نویسی و داستان خوانی مباحثی صورت گرفت. ظاهرا در…

  • |

    قبیله باران ندیده

    ۱)ای اهورامزدا ما بندگان خشکسالت آمده‌ایم به درگاهت دعا کنیم تا مهر میتراییت بجوشد و به آناهیتا امر کنی به تدبیرش ما را سیراب کند.موبد تند تند زیر لب وردهایی می خواند. گاهی صدایش را در سر می انداخت و صداهای عجیب و غریب از خودش در می آورد. هو هو یا میثرا، ای هورمزد،…

  • اولین دوره گنو/لینوکس بانوان در ایرانشهر

    در تاریخ سوم اردیبهشت اولین جلسهٔ دورهٔ آموزش مقدمات گنو/لینوکس برای بانوان ایرانشهری برگذار شد. پس از شروع موفقیت آمیز این دوره برای آقایان در انتهای سال ۱۳۸۹ با توجه درخواست‌های مکرر بانوان گرامی علاقه‌مند به این سیستم عامل در صدد آن برای برآمدیم تا هرچه زودتر مقدمات این دوره را برای این بخش از…

  • نوکین سال تحصیلی

    نوکین تحصیلی سال چنت روچ پیش بنگیج بوت. ما هنگت شر شر وتی کارء شروع نه کتت. بایدن چنت وهدی هنچ گوزیت تا برنامه و دگه کاران وش بنت.ای سال منی هیالا وشین سالی مه بیت پچی که آموزش و پرورش بودجه بازگین کمیء هستن. یک جاهی من وانت که نزیک په ۷۰۰۰ میلیارد ریال…

  • تسلیت

    حاج مهدی گرگیج از فرهنگیان قدیمی استان و از معتمدین زاهدان  از دست دادن فرزندش را در حادثه‌ی تصادف به سوگ نشسته است. او غم از دست دادن فرزند را در ماه مبارک رمضان تجربه کرده است. امید که از رحمت و برکت این ماه مبارک توشه صبر برای بازماندگان و مغفرت برای همه حاصل…

  • ازدواج

    امروز که این یادداشت را در صفحه می نویسم نیم ساعتی به پایان روز نه ام شهریور مانده است و من در زاهدانم. شاید کسانی که در وبلاگ این نوشته را می خوانند در آرشیو ۲۳ ام امرداد ۱۳۸۸ آن را ببینند در ادامه در این باره توضیح خواهم داد. مدت تقریبا طولانی از آخرین…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۶ دیدگاه

  1. چه فضایی ترسیم کردی مصطفی! هر چه سعی کردم نتونستم با حال و هوایی که داری مچ بشم بلکه بر عکس توصیفات پر احساس و دوست داشتنیت کلا بهم فاز مثبت داد و ساز و موسیقی و فضا هم که کاملش کرد، دوست داشتم همچین عصر جمعه ای رو تجربه کنم.

  2. من همیشه از جمعه گریزونم چون واقعا حس عجیبی دارد انگار در خلا زمان و مکان قرار گرفتی هیچی دلت رو شاد نمیکنه اما من برعکس شما صبح ها این حس وحشتناک یقه ام را می گیرد،انگار وجودت مملو از پوچی می شود،دست به هرکاری بزنی یا خودت را با هرچیزی مشغول کنی ولی باز عقده ای در درونت خاموشت می کند،و این جمعه در باور های اسلامی خطرناک ترش کرده،” شروع قیامت” .گاهی طوری سکوت را حس میکنی انگار تمام کهکشان ها نیز سکوت کرده اند.
    راز ابهام آلود این حس خالی بودن از کجاست؟! چرا جمعه ها اینقدر دلگیرند؟

  3. آقای دانشور شما در جایگاهی نیستید که درباره آریایی بودن بلوچ مقاله بنویسید بدون شک نژاد آریا نژاد برتر بوده و بلوچ آریایی اصیل است.

  4. @آرش آریایی
    آقایی جایگاه‌دار اولا با این همه زحمت با ایرانسل وصل شدی کمی بیشتر تحقیق می کردید که این بروبچه آریا از کجا اومدن؟ از آسیا میانه؟ از بین‌النهرین؟ از اروپا و ….؟ دوم اصلا کلا تاریخ ایران باستان رو رفقای خارجکی نوشتن شما زیاد زحمت نکش راست و دورغش با اوناس. سوم اصلا در هیچ کتابی به نژاد(ب تعریف علمی مشخص) آریایی چه در میان نوشته‌های یونان تا کنون چیزی نیامده است. یعنی کسی نگفته بابا یه عده ای با این شکل و شمایل هستن ما بهشون میگیم آقا اریا. چهارم همین خودت را با اطرافیانت مقایسه کن با همشهریانت یا هم استان و کشورهایت آیا شباهتی در شکل جمجمه ، صورت . وووو می بینی؟ اصلا همین بلوچ‌ها مختلف رو نگاه کن اگر از یک نژاد و ریشه بودند پس باید مثل هم می بودن. مثل نورسک‌ها، مثل نژاد سفید قفقازی و … اما آخر نظریه نژاد برتر در جنگ جهانی دوم جوابش رو با کشتن میلیون‌ها انسان پس داده. در ضمن این آریایی و چیزایی از این دست حتی بحث زبان هند-اروپا ساخته و پرداخته رفقای شما هیتلر و شرکا است.