نوشته‌های مشابه

  • وقت زندگی

    ناگهان از خواب بیدار شد. زمان و مکان را به درستی درک نمی کرد. دهانش خشک شده بود. گاهی مزه گس بر زبانش احساس می کرد. هنوز جمله آخری که پیش از بیداری در خواب کسی به او گفت بود را زیر زبان تکرار می کرد.نمی دانست که بود و از کجا حرف می زد….

  • باهوت

    باهوت اگر شخصی از شهر و دیار خود به هر دلیلی بیرون رود و به گروهی دیگر در جایی پناهنده شود، شخص پناهنده را باهو‎ٹ می گویند. در زبان بلوچی به باهوت میار ( پناهنده) و کسی که پناهنده را می پذیرد میار جل (باهوت داروک) می گویند. حفاظت از مَیار برای میار جَل حکم…

  • نامه ای به ابوعمار

    نامه ای به ابوعمار با سلام مدتی قبل وقتی در میان وبلاگ ها به گشت وگذار مشغول بودم در یکی از وبلاگ های مربوط به مسایل بلوچستان به آدرس وبلاگتان برخورد کرد. در همین جا اجازه بدهید به شما به خاطر نگارش روزمره یادداشت هایتان در وبلاگتان تبریک بگویم. وقعا جای بسی مسرت است که…

  • برنامه ی سحری

    درباره ی برنامه های شبکه ی استانی صدا و سیما مدت های قبل نوشته ای را منتشر کرده بودم. در آنجا به برخی کاستی های این شبکه اشاره کردم. امروز می خواهم یادداشت کوتاهی درباره برنامه سحرگاهی رادیو بنویسم.یکی از عاداتی که در هنگام سحر داریم گوش دادن به صدای رادیو است. برنامه ی سحرگاهی…

  • مکرانی یا براهویی

    الف. هنری فیلد در کتاب مردم شناسی ایران میگه بر اساس نتایج باستان شناسی کرد در غرب و براهویی در شرق احتمالا قدیمی ترین ساکنین فلات ایران باشند(حتی پیش از آریایی ها)ب. زبان براهویی از زبان های درآویدی است. زبانی متفاوت با زبان بلوچی یا پارسی است.ج. در شاهنامه زبان مکرانی یاد شده است. در…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه