نوشته‌های مشابه

  • تشنه خون

    ما تشنه خونیم؟ 1.وقتی گلادیاتور حریف را به زمین زد تماشاچیان نیم خیز شدند. حریف عرصه را باخته بود. تماشاچیان همه یک صدا فریاد می زدند بکش!!! 2.قاتلی بی رحم را برای اعدام به طرف طناب دار می بردند. مردم فکر می کردند احساسات جمعی آنها جریحه دار شده است. همه چشم انتظار به دار…

  • ترجمه ماشینی

    حتما با برخی از سرویس های گوگل کمابیش آشنایی دارید. یکی از این سرویس ها ترجمه گوگل است. این سرویس به شما امکان می دهد واژه، متن و یا یک صفحه وب را به زبان های گوناگون ترجمه کنید. به تازه این سرویس ترجمه فارسی را به لیست زبان های خود افزوده است. آنچه قصد…

  • این قافله ی عمر اینگونه می گذرد

    وقتی هفته به آخر می رسد به خود می گویم یک هفته دیگر هم از عمرمان گذشت. طی شدن روزها و هفته بسیار برایم زود است. آنقدر روزهای هفته با کارها روزمره سرگرم هستم که طی شدن روزها و هفته ها را کم حس می کنم. فقط گاهی متوجه می شوم که هفته ای دیگر…

  • بهار دلکش – بهار ۹۰

    شعر بهار دلکش به مناسبت بهار ۹۰ شاعر:‌بهار آهنگساز: درویش‌خان سال آفرینش : 1294 دستگاه ابوعطا خوانندگان: شجریان،بهبودف،علیرضا قربانی   بــــــهار دلـــکش رســـــید و دل به جــا نباشداز آن کــــه دلــــبر دمـــــی به فکـــــر ما نباشد در این بـــهار ای صــــنم بیـــا و آشــــتی کــنکه جنــــگ و کــــین با مــــن حزین روا نـباشد صبحدم بلبل،…

  • وقت زندگی

    ناگهان از خواب بیدار شد. زمان و مکان را به درستی درک نمی کرد. دهانش خشک شده بود. گاهی مزه گس بر زبانش احساس می کرد. هنوز جمله آخری که پیش از بیداری در خواب کسی به او گفت بود را زیر زبان تکرار می کرد.نمی دانست که بود و از کجا حرف می زد….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *